11. زبانشناسي چيني و يوناني. هسوشن در حدود 120 شو - ون، قديمترين واژهنامهٴ چيني را تأليف كرد كه براساس ريشهٴ لغات مرتب شده بود. اين واژهنامه شامل حدود 10500 واژه بود كه در زير 540 ريشه ترتيب يافته بود و هنوز براي مطالعهٴ وجه اشتقاق واژههاي چيني منبع اصلي به شمار ميرود. آپولونيوس دوسكولوس كار نحويان اسكندريه را دنبال كرد و به معرفي نحو پرداخت. آيليوس ديونوسيوس يك واژهنامهٴ يوناني تأليف كرد. نيكانور به تحقيق در نشانههاي سجاوندي پرداخت. هفايستيون رسالهاي دربارهٴ وزن شعر يوناني نوشت.
12. اشارات نهايي. جنبهٴ بينالمللي اين عصر بسيار شديد است. با اطمينان به اين كه بطليموس، برجستهترين شخصيت اين عصر يوناني است، و دشوار است بتوان در سراسر تاريخ شخصيتي نافذتر از او يافت. كافي است در نظر آوريم كه نجوم و جغرافيا قريب چهارده قرن در استيلاي شخصيت او قرار داشت، و اين كه او به تحقيقات فيزيكي داراي اهميت اساسي دست زد، و تحقيقات گاهشناختي او تا به امروز ارزش خود را حفظ كرد. جالينوس، كه از او در فصل بعدي سخن خواهم گفت، يكي از شاخههاي علم را تا پانزده قرن تحت سلطهٴ خويش قرار داد، ولي بطليموس دو شاخهٴ آن را، و بر بسياري ديگر، نقش خويش را باقي گذاشت. تمدن يونان و رومي آن ايام مردان برجستهٴ بسيار ديگري به وجود آورد: اپيكتتوس و شاگردش آريان، مارينوس جغرافيدان و مارينوس كالبدشناس، روفوس و سورانوس. ولي آنان بايد در مسئوليت و افتخار پيش بردن معرفت با افراد ملل ديگر سهيم شوند -- با چانگ هنگ و هسوشن چيني و كاراكاي كشميري. و بزرگترين پيشرفت فني، يعني اختراع كاغذ -- كه حتي ثمربخشتر از اختراع چاپ بود -- نه در غرب، بلكه در چين صورت گرفت.
ب. زمينهٴ ديني
آشواگوشا
آشواگوشا1 (به زبان چيني ما - مينگ2) در ساكِتا3 زاده شد، و در زمان سلطنت كانيشكا پادشاه كوشاني برآمد.4 معلم بودايي هندي، دوازدهمين كاهن اعظم غرب. مؤلف آثار سانسكريتي